گرافيك مدرن
گرافيك
درك كاربرد واژه «تصوير» به كمك نظريه نشانهشناسي
به نظر ميرسد كه وجه مشترك معاني مختلف واژه «تصوير» (تصاوير ديداري/ تصاوير ذهني/ تصاوير مجازي) قبل از هر چيز مفهوم شباهت و قياس باشد. يك تصوير، مادي يا غيرمادي، ديداري يا غيرديداري، طبيعي يا غيرطبيعي يا ساختگي، در بدو امر چيزي است كه با چيز ديگري همانند است. حتي زماني كه تصوير ذهني مد نظر است، معيارهاي همانندي به تنهايي آن را توصيف ميكند. حال تصوير بازنمايي كاملاً طبيعي باشد يا استعاري.
نخستين نتيجه اين تحليل اين است كه قياس يا همانندي در گام نخست تصوير را در مقوله بازنمايي قرار ميدهد. اگر بازنمايي شبيه باشد به اين معناست كه خود آن چيز نيست بنابراين كاركرد آن يادآوري خاطره يا تصوير ذهني و نشان دادن چيزي جز خود آن با استفاده از روند همانندي است. درصورتي كه تصوير همچون بازنمايي دريافت شود ميتوان گفت كه تصوير همچون نشانه تلقي شده است.
نتيجه دوم: تصوير همچون نشانه قياسي تلقي ميشود. در اين صورت شباهت، اصل كاركردي آن است.
نظريه نشانهشناسي پيرس كه پيشنهاد ميكند «تصوير» به عنوان «شمايل» يعني همچون نشانه قياسي در نظر گرفته شود با نتيجه دوم هماهنگي كامل دارد و ميتواند ما را در درك بهتر آن ياري دهد.
هرچند تصوير همچون نشانه و بازنمود قياسي تلقي ميشود، با اين وجود ميتوان تمايز عمدهاي بين انواع گوناگون تصوير قايل شد: تصاوير ساخته شده و تصاوير ثبت شده. اين يك تمايز بنيادي است.
تصاوير ساخته شده كم و بيش از يك مدل تقليد ميكنند، مانند تصاوير مستند علمي كه مدلي را ارائه ميدهند. نمود عمده اين تصاوير، تقليدي بيعيب و نقص است و آنچنان كامل و شبيه كه ميتوانند به واقعيت مجازي بدل شوند و اين توهم را به وجود آورند كه تصوير واقعي است بي آنكه آنقدرها هم كه به نظر ميرسد واقعي نباشند. اين تصاوير همانندي كامل با شيء واقعي دارند: شمايلهاي كامل.
تصاوير ثبت شده اغلب شبيه آن چيزي هستند كه بازنمون ميكنند. عكاسي، ويدئو و فيلم ثبت شباهت كامل تصويرها يا شمايلهاي خالص تلقي ميشوند.

