گرافيك مدرن
گرافيك
درك كاربرد واژه «تصوير» به كمك نظريه نشانهشناسي
به نظر ميرسد كه وجه مشترك معاني مختلف واژه «تصوير» (تصاوير ديداري/ تصاوير ذهني/ تصاوير مجازي) قبل از هر چيز مفهوم شباهت و قياس باشد. يك تصوير، مادي يا غيرمادي، ديداري يا غيرديداري، طبيعي يا غيرطبيعي يا ساختگي، در بدو امر چيزي است كه با چيز ديگري همانند است. حتي زماني كه تصوير ذهني مد نظر است، معيارهاي همانندي به تنهايي آن را توصيف ميكند. حال تصوير بازنمايي كاملاً طبيعي باشد يا استعاري.
نخستين نتيجه اين تحليل اين است كه قياس يا همانندي در گام نخست تصوير را در مقوله بازنمايي قرار ميدهد. اگر بازنمايي شبيه باشد به اين معناست كه خود آن چيز نيست بنابراين كاركرد آن يادآوري خاطره يا تصوير ذهني و نشان دادن چيزي جز خود آن با استفاده از روند همانندي است. درصورتي كه تصوير همچون بازنمايي دريافت شود ميتوان گفت كه تصوير همچون نشانه تلقي شده است.
نتيجه دوم: تصوير همچون نشانه قياسي تلقي ميشود. در اين صورت شباهت، اصل كاركردي آن است.
نظريه نشانهشناسي پيرس كه پيشنهاد ميكند «تصوير» به عنوان «شمايل» يعني همچون نشانه قياسي در نظر گرفته شود با نتيجه دوم هماهنگي كامل دارد و ميتواند ما را در درك بهتر آن ياري دهد.
هرچند تصوير همچون نشانه و بازنمود قياسي تلقي ميشود، با اين وجود ميتوان تمايز عمدهاي بين انواع گوناگون تصوير قايل شد: تصاوير ساخته شده و تصاوير ثبت شده. اين يك تمايز بنيادي است.
تصاوير ساخته شده كم و بيش از يك مدل تقليد ميكنند، مانند تصاوير مستند علمي كه مدلي را ارائه ميدهند. نمود عمده اين تصاوير، تقليدي بيعيب و نقص است و آنچنان كامل و شبيه كه ميتوانند به واقعيت مجازي بدل شوند و اين توهم را به وجود آورند كه تصوير واقعي است بي آنكه آنقدرها هم كه به نظر ميرسد واقعي نباشند. اين تصاوير همانندي كامل با شيء واقعي دارند: شمايلهاي كامل.
تصاوير ثبت شده اغلب شبيه آن چيزي هستند كه بازنمون ميكنند. عكاسي، ويدئو و فيلم ثبت شباهت كامل تصويرها يا شمايلهاي خالص تلقي ميشوند.
راز طراحی موفق یک آرم چیست؟
البته این نظریات اغلب پایه واساس درستی ندارند و از نظر من این افراد تاکنون نتوانسته اند علامت تجاری موفقی طراحی کنند. به هر حال این سه رویکرد عبارتند از:
1- دکوراسیون
2- الحاق
3- Golem
در روش اول این طور به نظر میرسد که تمایز، عاملی برای جلوه بیشتر است. متخصصین با اشاره به نامها و نشانههای طراحی شده اظهار میکنند: "ما آرمهایی متمایز از رقیبان خود، طراحی میکنیم، به این ترتیب مشتریان، ما را از بقیه تمیز میدهند."
این روش، رویکردی کاملا ابتدایی است و برای افزایش اعتبار باید آن را با عواملی از 2 رویکرد دیگر تلفیق کرد.
روش"الحاق"، ارزشهای مربوط به آرم و سایر مفاهیم مورد نظر را به اسم، نشانه و همچنین موضوعات مربوط به رویکرد قبلی اضافه میکند. روند منطقی این جریان به این طریق پیش میرود:
مشتری، آرم و "ارزش"های افزوده به آن را که به شکلی زیبا تصویر شده، در پیغامهای الکترونیکی دیده، بلافاصله احساس میکند که این علامت تجاری نیازهای او را برآورده میکند. طرفداران طراحی آرمهای احساساتی ادعا میکنند، آنها نیز تقریبا از این روش استفاده میکنند. (مثلاً آنها در تبلیغات، احساسات را برانگیخته و آن را تحریک میکنند.)
در رویکرد سوم، بازاریابان، سعی میکنند، تبلیغاتشان با هویت انسانی و شخصیت پردازی همراه باشد. به این ترتیب مشتری با آرم ارتباط برقرار میکند.
به عقیده نویسنده، این 3 نگرش، شرکتها را به بیراهه کشانده، موجب شده پتانسیل و نیروی لازم برای طراحی آرم را ندیده بگیرند.
اما رویکرد دیگری هم وجود دارد، که به نظر من سودمندترین روش است. کارآمدی این روش را تحقیقات و نظریات روان شناسانه و جامعه شناسانه ثابت کردهاند.
منطق توسعهطراحی آرم با "ارزش" افزوده، به نحو شگفتانگیزی مشابه منطق توسعهتولیدات است. در هر دو مورد، ابزار یا وسیلهای تولید میشود که به درد مشتری بخورد. برای رفع احتیاجات مشتری، دانستن نوع این احتیاجات اهمیت زیادی دارد. از دید من، تصمیم مصرفکننده برای خوشحال بودن، استراحت، سرگرمی، تقویت اعتماد به نفس، خیال پردازی یا هر مورد روحی دیگر؛ همان "احتیاجات" او را تشکیل میدهند.
مصرفکنندگان، هنگام دستیابی به اهداف و امتیازات تجربی، احساسی، روانی و اجتماعی درست مانند تلاش برای دستیابی به اهداف حقیقی و ملموس، مصمم و هدفمند هستند. علامتهای تجاری توام با "ارزش"های افزوده، ابزاری برای کمک به مصرفکنندگان در دستیابی به این اهداف هستند. این ابزار، عوامل کمکی و به زبان دیگر، عوامل کمکی اجتماعی هستند.
در حقیقت یک آرم بدون یک سناریوی متقاعدکنندهبرای افراد، آرم نیست. این علامت ممکن است به آرم، شباهت داشته باشد؛ نام، نشانه و ویژگیهای تصویری شناخته شدهای داشته باشد و حتی از روشهای تبلیغاتی نیز استفاده کند، اما مصرفکنندگان به این محصول بیاعتنا میباشند.
تمام روشهای نوین و موفق در امر تولید محصولات و ارایهخدمات، در مورد طراحی آرم نیز چاره ساز است، شرط لازم وکافی برای موفقیت، فراهمکردن چیزی برای مشتری است که به آن نیاز دارد ولی نمیتواند خیلی سریع به آن دست پیدا کند...به این دلیل که تهیه آن برای مشتری کاری دشوار، پیچیده، پرزحمت، خسته کننده و گسترده است.
مطابق این رویکرد، آرم شرکتها مسایلی با هویت انسانی نیستند و همچنین خارج از فکر مشتری هویت ندارند. آنها فقط ابزار هستند،به همین سادگی ؛ ابزارهایی برای دستیابی به هدف نهایی.
احساسات را نمیتوان به علامتهای تجاری تزریق کرد؛ بلکه اگر به عنوان یک منبع سودمند در نظر گرفته شوند، احساسات را بر میانگیزند. احساسات مثبت، نتایج مستقیم این انتظارات هستند. سمبولهای مختلف (نام، نشانه، فونت، نمادهاو...) بر خلاف انتظار تاثیر زیادی ندارند؛ آنها در حقیقت، نشانههایی هستند که ما را برای رسیدن به هدف اصلی هدایت میکنند.
انتخاب و طراحی آرم 10 مرحله مختلف دارد، یعنی 10 روش مختلف طراحی موفق یا ناکارآمد برای کسب درآمد :
1- ارتباط طراحی آرم با سود دهی مستقیم
اصل اولیه طراحی آرم، در نظر گرفتن ارتباط آرم با اسم و سایر نمادها با سود آشکار و محسوس است. (نتیجهای ملموس یا تجربی). این سود را یا خود محصول به تنهایی ایجاد میکند و یا اجزای تشکیلات بازاریابی. این اصل مهم را همواره به یاد داشته باشید.
آرمهای موفق با رعایت این اصل به موفقیت رسیده اند. درست است که در این مرحله خود آرم به تنهایی اهمیت چندانی ندارد، اما تا اندازه ای باید به آن توجه کنید.
2- طراحی متنی با تاثیر روانی
یک متن موثر بر احساسات، مفهوم یا اصلی سازمان یافته است، که مشتری را به یک سری عوامل نامربوط ولی تاثیرگذار (مانند تمام فعالیتهای بازاریابی یک شرکت) مرتبط میکند.
در این موارد، متن انتخاب شده، تاثیر و سود مورد نظر را تضمین میکند.
به عنوان مثال: وقتی به طور اتفاقی در قلب منهتن به اسامیدو هتل Hudson و Royalton بر میخورید، انتظار خدمات در سطوح عالی دارید.اما اگر در هتلی به اسم Boutique Hotel باشید، تجربهمتفاوتی است. کلمهی Boutique Hotel خدمات بسیار متفاوتی نسبت به سایر هتلها از این زنجیره ارایه میدهد- بعضی وقتها تفاوتهایی بین خدمات دو اتاق در یک هتل. در واقع این تاثیر روانی نامها و متنهای انتخابی است که شما را وادار میکند به دنبال کشف تفاوتها باشید.
3- کسب تجربه
در اینجا میخواهم از تاثیر هیپنوتیزم کنندهطراحی آرم صحبت کنم. شما با یک انتخاب درست، در مشتری انتظارات و آرزوهایی ایجاد میکنید، که تولیدات به تنهایی نمیتوانند از پس این کار برآیند. به عنوان مثال: اسم نوشابه Red Bull ، در مصرف کننده این حس را به وجود میآورد که پس از نوشیدن آن، در کنار تاثیرات مثبت فیزیکی موج عظیمیاز انرژی به او منتقل میشود.
4- طراحی آرمهایی که خود معرف خود باشند
در اینجا از سمبولهایی استفاده میشود که برای همه شناخته شده باشند. این روش انتخاب آرم، مصرف کننده را وا میدارد به شناخت جدیدی از خود برسد و در حقیقت به هنگام استفاده از این محصولات مکالمهای درونی با خود برقرار کند. (برای این که عزمش را در انتخاب محصول جذم کند). در عین حال اینگونه آرمها عاملی برای ایجاد ارتباط بین افراد مختلف نیز هستند(به هنگام مجاب کردن افراد برای استفاده از این محصول.)
5- ایجاد وسیله ای برای انتقال پیام
نقش آرم در این رویکرد، ایجاد سمبولی متفاوت ودر عینحال شناخته شده است. چنین آرمیمصرفکننده را قادر میسازد نظرات جالب توجه و احساسات خاص در مورد آن بیان کند. شرکت بزرگ تجارت الماس De Beers با معرفی الماس به عنوان عامل ایجاد ارتباط بین افراد از الماس به عنوان عامل تحریککننده احساسات و همینطور وسیله ابراز احساسات مشتری استفاده کرد. در سپتامبر2003 این شرکت از ابزار جدیدی برای انتقال پیامها استفادهکرد، زنی با حلقه ازدواج در دست راست و به معنی استقلال و عدم نیاز به جنس مخالف. (برخلاف حلقه در دست چپ که اغلب سمبول نیاز و وابستگی است.)
6- ایجاد یک جایگاه اجتماعی/ فرهنگی
در این جا هدف، ایجاد یک جایگاه اجتماعی و فرهنگی به عنوان راهنمای مشتریان است. این راهنما مشتری را از آنچه که در اطرافش میگذرد، هنجارهای اجتماعی و هرچیز خوشحالکننده، آگاه میسازد. شرکت Apple با تولید کامپیوترهای شخصی (نه تنها به عنوان ابزار کار بلکه به عنوان وسیلهای برای خودشناسی وشکوفایی خلاقیت) گام بزرگی در این امر برداشته است. در واقع این آرم، با ایجاد انقلابی فرهنگی امكان شكوفایی خلاقیت را برای عامه مردم ایجاد کرد.
7-در نظر داشتن اهداف متعالی
شما با فعالیت خود، زمینه را برای دستیابی افراد به اهداف بزرگ، فراهم میکنید؛ اهدافی که چه بسا افراد نمیتوانند به تنهایی به آنها دست پیدا کنند. فروشگاه Body "فروش" را وسیلهای برای کمک به حفاظت از محیط زیست و یاری کردن افراد مشتاق به این کار، قرار داد.
8- زندگی در دنیای خیال
دل بستن به یک آرم و انتخاب آن از جانب مشتری شاید به این دلیل باشد که فرد از این طریق میتواند، مانند دنیای خیال رفتار کند، یا جوری عمل کند که در واقعیت، جرات انجام آن را ندارد یا نمیخواهد هزینه انجام آن را بپردازد.
ایجاد یک ژیمناستیک عاطفی
اغلب به جای عمل به برخی خواستههای درونی، به دلیل احترام به قوانین زندگی از آنها چشمپوشی میکنیم. برای جلوگیری از فرسودگی، ورزش میکنیم. همینطور به عنوان یك ورزش حسی، به تماشای فیلم میپردازیم که شاید چندان قانونی یا پذیرفته در قوانین زندگی ما نباشند. آرمهایی مانند Sicily از شرکت Dolce & Gabbana اجازهی کسب چنین تجربههایی را به ما میدهند.
9- امکان خیال پردازی
درست مانند مورد آخر، این رویکرد به طراحی آرم به مشتری کمک میکند تا واقعیات بیرون را به موضوعات تخیلی تبدیل کند.مشتریان، اغلب درباره قدرتطلبی، تسلط، بزرگی، موفقیت، عشق، قتل و مانند اینها خیالپردازی میکنند.آرم Timberland جوری طراحی شده بود تا مشتریان درباره ماجراجوییهای شجاعانه در مقابل نیروی طبیعت به خیال پردازی بپردازند.
موارد ذکر شده در بالا، انواع مختلف"ارزش" افزوده به کالا هستند.در حقیقت، به کمک این روشها میتوان به ایجاد ارزشهای موثر فکر کرد وآرمها ابزارهایی برای دستیابی به این هدف هستند.
این 10 رویکرد،به اعتقاد نویسنده، تفاوتهای بین آرمهای "مبتدی" و "حرفهای" را آشکار میکنند.
تصویر
واژه «تصوير» (image به زبان هاي انگليسي و فرانسه) چنان كاربردهاي گسترده و متنوعي دارد كه ارائه تعريفي ساده و جامع و مانع دشوار مينمايد. بين اشكال گوناگون طرحها، عكسها، نقاشيها، آرمها و نشانهاي تبليغاتي و خط و زبان تصويري يا تصويرهاي ذهني چه وجه مشتركي وجود دارد؟ آيا تعجبآور نيست كه با وجود اين تنوع گسترده درك كم و بيش مشتركي از انواع مفاهيم و مدلولهاي آن مشاهده ميشود؟ از واژه تصوير پي ميبريم كه به چيزي مرئي يا نامرئي دلالت ميكند كه حالتي دارد، واقعي يا خيالي است، مجرد است يا مشخص است، آفريده كسي است يا بازشناخته اوست.
يكي از قديميترين تعريفهاي تصوير از افلاطون است: «نخست سايهها و سپس بازتابهايي را كه ميتوان بر سطح آب يا بر سطح اشياء نيمه براق، صيقلي يا درخشان مشاهده كرد و تمام اين جنس بازنماييها را تصوير مينامم.»
پس با اين تعريف تصوير عبارت است از آنچه در آيينه يا آنچه با فرآيندهاي بازنمايي مشابه آيينه، بازتاب مييابد. بنابراين تصوير چيزي ثانوي است كه انعكاس يا بازنمايي «حقيقت» يا «واقعيت» ديگري است.
در نظريههاي شناخت، تصوير مبنايي است كه فرآيند انتزاع و تجريد، يعني شكلگيري مفاهيم و سپس تفكر را امكانپذير ميسازد. تصوير اشياء و پديدهها در ادراك حسي و حافظه تصويري يا ديداري سبب بازشناسي محيط پيرامون ميشود و در فرآيند شناخت نقش بسيار مهمي دارد.
از سوي ديگر، تصوير ذهني در غياب اشياء يا پديدهها نيز در ذهن حضور دارد و در فعاليتهاي رواني، تخيل و عواطف بيشترين سهم را ايفا ميكند. خواب ديدن فعاليت گزينشي پيچيده و ناخودآگاه ذهن در يادآوري و رؤيت دوباره تصويرها و تنظيم يا بازنمايي دلبخواه آنهاست. معمولاً خواب را با احساس ديدن فيلم توصيف ميكنند. يادآوري يا تجسم تصويرهاي مشاهده شده پيشين به خصوص يادآوري صحنههاي تأثرانگيز، مهيج، مشمئزكننده، تكاندهنده يا دوستداشتني، شيرين، لطيف و پرمهر در بسياري موارد سبب بروز دوباره همان واكنشها، عواطف و احساسهايي ميشود كه در نخستين مواجهه پديد آمده است.
بسياري از بيماريهاي رواني با ديدن تصاوير همواره است. توهم تصويري بيمارگونه با مشاهده تصاوير ذهني هولناك و دلهرهآور آغاز ميشود و به آشفتگيها و اختلالات خفيف يا شديد سيستم عصبي و تفكر ميانجامد. داروها و مواد توهمزا نيز با «هجوم» تصاوير در ذهن مصرفكننده رابطه او را با واقعيت محيط اطراف خود ضعيف يا قطع ميكند.
تخيل، تصور و تجسم كه در آفرينندگي هنري نقش بسيار حساسي دارند، اساساً به بازنمايي تصويري پيوستهاند. طرح اوليه هنرمندان اغلب به صورت تصويري در ذهنشان مجسم ميشود. بسياري از هنرمندان يا حتي دانشمندان گزارش دادهاند كه تمام اثر يا نظريه خود را بهطور كامل در رؤيا يا تخيل «ديدهاند» و سپس زمان درازي را براي پرداخت دقيق جزئيات يا محاسبات لازم سپري كردهاند.
منشأ هنر در سير تكامل جوامع بشري را به دليل نقاشيها و اشكال منقوش در غارهاي متعدد سراسر جهان به دورههاي غارنشيني انسانهاي ماقبل تاريخ نسبت ميدهند. به علاوه تصوير را نخستين وسيله ارتباطي ميان انسانها دانستهاند. اين وسيله ارتباطي در شكل تكامل جوامع بشري و انتقال تجربه و انديشه بسيار حايز اهميت است.
در نياي امروز، رايانهها به مفهوم تصوير بعدي تازه دادهاند. تصوير سه بعدي و «واقعيت مجازي» در حال خلق فضايي تازه است كه به فضاي رايانهاي يا cyberspace مشهور شده است. اكنون به كمك ابزار و وسايل گوناگون از جمله ليزر، اشياء و فضاهايي "خلق" ميشود كه از لحاظ تأثيرگذاري نه تنها مشابه اشياء يا فضاهاي "واقعي" است بلكه در بيشتر موارد به كاربر قدرت دخالت و كنش متقابل در "دنياي مجازي" خلق شده را ميدهد.
بهطور خلاصه، با توجه به آنچه تاكنون گفته شد ميتوان دريافت كه جنبه بصري تصوير در تمام انواع كاربردها و مفهومهاي متنوع آن، اصليترين خصيصه مشترك آنهاست. با اين همه آنچه در اين بخش مورد توجه ما قرار ميگيرد، رويكرد ديگري است كه ميكوشد به همه جنبههاي متنوع و گوناگون تصوير از ديد نشانهشناسي وحدت بخشد و وجه مشترك آنها را بيابد.
رنگ قرمز:
قرمز سمبل عشق و خشم و غضب خود زندگي است؛ كه به خاطر قدرت نافذش ـ به اين علت كه برترين رنگ هاست ـ براي درمان كندي گردش خون، مشكلات و ناراحتي هاي قلب و عضلاني به كار گرفته مي شود. رنگ قرمز هيجان، شوق، اشتياق، شور، عشق، علاقه، جذبه و جوش و خروش به وجود مي آورد، احساس را برمي انگيزد و تأثيري شادي آفرين در بردارد.
رنگ نارنجي:
نارنجي سمبل شادماني، لذت، خوشي، موفقيت و نشاط است و به سرحال آمدن روحيه كمك مي كند، از اين رو، براي درمان مشكلات مرتبط با افسردگي، اضطراب، دلشوره، ترس و وحشت بيمارگونه مورد استفاده قرار مي گيرد. نارنجي، اشتهاي سالم را برمي انگيزد و غرايز و اميال را افزايش مي دهد . رنگ نارنجي منبع گرمابخش، الهام بخش و تشويق و ترغيبي براي همه ی جنبه ها و ابعاد زندگي محسوب مي شود.
رنگ زرد:
زرد رنگ پالايش و تطهير مطلق است، كه وضوح و شفافيت عقل و خرد را برمي انگيزد و نيز سموم و ناخالصي ها را پردازش و ريشه كن مي كند. زرد به واسطه ی توانايي بخشيدن براي غلبه بر عدم قابليت ها و قدرت و استحكام بخشي به عملكردهاي غدد درون ريز داخلي بدن به افراد كمك مي كند.
رنگ سبز:
سبز رنگي تسكين بخش و آرامش دهنده است كه به كاهش تورم و التهاب مفاصل، بافت ها و نسوج كمك مي كند؛ اين رنگ به جسم آرامش مي بخشد و به كاهش التهاب كمك مي كند. سبز رنگ طبي، آرام و تسكين يافته است.
رنگ فيروزه اي:
فيروزه اي رنگ آرامش فكري و ذهني است و با انسدادها و موانع حك شدن در خاطر و ذهن و روان مبارزه مي كند. فيروزه اي به عنوان يك تقويت كننده عمل مي كند و مي تواند به تنظيم مجدد و ايجاد تعادل در روده ی كوچك و بزرگ كمك كند. فيروزه اي رنگي است كه به پيشرفت و تسهيل رشد معنوي كمك شايان توجهي مي كند.
رنگ آبي:
آبي رنگي ملايم و سرد است كه تأثيري آرام بخش و تسكين دهنده در داخل و خارج از بدن در بر دارد. رنگ آبي در درمان اختلالات و مشكلات خواب و سردردها خيلي مفيد و مؤثر واقع مي شود و در عين حال، خاصيت ارتجاعي و انعطاف پذيري بافت و نسوج در اعضاي بدن را به حالت تعادل درمي آورد و منظم مي كند. رنگ آبي در رفع انواع گونه هاي گرفتگي عضلات و دل دردهامفيد است و اثري ضد باكتري دارد.
رنگ بنفش:
بنفش افزايش دهنده و تقويت كننده ی سطح هوشياري و خودآگاهي است. بنفش عملكرد صحيح سيستم لنفي (غدد لنفاوي) را بهبود مي بخشد و در مواقع يائسگي خيلي مفيد و سودمند عمل مي كند. بنفش رنگ خنثي كننده ی زخم ها و صدمات عاطفي و احساسي است و براي رشد و توسعه معنوي مفيد واقع مي شود.
رنگ ها نقش خيلي مهمي در همه ی ابعاد و جنبه هاي زندگي ما ايفا مي كنند، رنگ ها روي احساسات، حواس، بينش، بصيرت، قوه بينايي، قوه شنوايي، قوه چشايي، قوه بويايي و حتي صداي ما اثر دارند. ديدن رنگ ها باعث تغييرات حالات و خلق و خوي ما مي شود و آنها به نحو خيلي مؤثري روي خودآگاهي و هوشياري وحتي ضمير ناخودآگاه ما تأثير مي گذارند، به عنوان مثال، قرمز رنگ خشم و غضب است و سفيد رنگ صلح و صفا و آرامش حتي مي توانيم رنگ ها را در مكالمات و گفتگوهاي معمول روزمره مان مورد استفاده قرار دهيم. مثلاً: آسمان سياه است يعني آسمان تيره و گرفته است يا او سفيدتر از سفيد است يعني او رنگ ورويي پريده و سفيد دارد يا از فرط حسادت و خشم سبز شده ام يعني از فرط عصبانيت و حسادت دارم مي تركم. ما قدرت خلاقيت و ابتكارمان را از طريق رنگ ها ابراز مي كنيم. رنگي كه انتخاب مي كنيم معاني زيادي دربردارد، نه تنها در رابطه با بيان احساساتمان، بلكه در اين ارتباط كه مايليم چه احساسي داشته باشيم. رنگ ها، هم چنين، براي شفا و بهبودبخشي مورد استفاده قرار مي گيرند، چرا كه تأثيرات قدرتمندي روي بدن و جسم ما دارند. اين بدان معنا است كه همه ی رنگ ها مي توانند اثرات منفي يا مثبت در برداشته باشند. مثلاً، اتاقي كه در آن رنگ ها و سايه ها متضاد ته رنگ هاي خالص (رنگ هايي كه در چرخه رنگ متضاد هستند و مقابل هم قرار گرفته اند) مثل قرمز و سبز استفاده شده است، تصور مي شود كه برانگيزنده تر باشد. پس اين تركيب رنگ ها مي توانند براي بهره گيري در مهد كودك ها مناسب و خوب باشد، ولي اگر مي خواهيد از آنها در اتاق خواب استفاده كنيد، بايستي به واسطه ته رنگ ها و سايه هاي همان زمينه ملايم شوند. مثل صورتي و سبز روشن. تركيب رنگ هاي هم خانواده (رنگ هايي كه روي چرخه رنگ كنار يكديگر قرار دارند) آرامش، سكوت و سكون را القا مي كنند، در نتيجه، استفاده از آنها براي اتاق بچه ها توصيه مي شود.
به واسطه شناسايي اتاقي كه بيشتر از همه از آن استفاده مي كنيد، طرح رنگ تان را برگزينيد. هر رنگي مايه و سايه روشني گرم و سرد دارد و شما بايستي تعيين كنيد كه آيا خواهان محيطي ملايم و آرامش بخش هستيد يا محيطي برانگيزنده را ترجيح مي دهيد، به عنوان مثال، رنگ هاي گرم القاگر فعاليت، پويايي و جنب وجوش هستند، درحالي كه رنگ هاي سرد القاگر خلق و خو و حالات روحي آرام و ساكن.
تيرگي و روشني رنگها نيز روي خلق و خو و حالات روحي ما تأثير مي گذارد، به عنوان مثال، رنگ زرد سير (پررنگ) بيشتر از ليمويي روشن اثري عميق ايجاد مي كند.
به ياد داشته باشيد كه وقتي رنگ ها روي پس زمينه اي سفيد يا نزديك به سفيد قرار مي گيرند، در ظاهر سيرتر جلوه مي كنند. رنگ هاي تيره وقتي نزديك رنگ هاي روشن قرار مي گيرند، حتي تيره تر به نظر مي رسند. رنگ هاي مكمل (متمم) وقتي كنار يكديگر مورد استفاده قرار گيرند، سيرتر به نظر مي رسند
رنگ
غرض از توناليته يا رنگ مايه درجات مختلفي از رنگ مي باشد كه با نور منعكس شده از ماده رنگي رابطه دارند. درجات مختلف رنگ را يك بار به وسيله تركيب با سفيد و نيز به وسيله رقيق كردن رنگ با آب مي توان به دست آورد.
رنگ اصلي، رنگي است كه آن را از تركيب رنگهاي ديگر نتوان به دست آورد. بر اساس تئوري كلاسيك رنگ، رنگهاي اصلي عبارتند از: زرد، قرمز، آبي. از حيث نظري، با استفاده از اين سه رنگ و افزودن سفيد، تمام رنگهاي طيف را مي توانيم به دست آوريم. رنگهاي اصلي در نهايت درخشندگي و اشباع مي باشند. رنگهايي كه مستقيماً از تركيب رنگهاي اصلي به دست مي آيند به رنگهاي فرعي موسومند و عبارتند از: نارنجي كه از تركيب قرمز و زرد، بنفش كه از تركيب قرمز و آبي،سبز كه از تركيب آبي و زرد به وجود مي آيند.
دو رنگ مكمل دو رنگي هستند كه تمام رنگهاي طيف را در خود داشته باشند . مثلاً رنگهاي قرمز و سبز دو رنگ مكمل يكديگرند . زيرا رنگ سبز تركيبي از زرد و آبي است و قبلاً گفتيم كه زرد و آبي و قرمز رنگهاي اصلي هستند كه از تركيب آنها مي توانيم تمام رنگهاي طيف را به دست بياوريم. بنابراين، رنگ مكل هر رنگ اصلي عبارت است از تركيب دو رنگ اصلي ديگر. هر دو زوج رنگ مكل با يكديگر متضاد نيز مي باشند. يعني در كنار يكديگر اختلاف شديدي را به چشم مي آورند. به طور مثال در يك فضاي وسيع سبز رنگ چند لكه كوچك قرمز به راحتي به چشم مي خورد و خود را نمايان مي سازد و با درخشندگي، تضاد خود را با زمينه سبز نشان مي دهد و تعادل لازم را در چشم برقرار مي كند.
صفحه آرايي
صفحه آرایی مجله اگر چه کاری ذوقی و احساسی است،ولی قانونها و دستورالعملهای تدوین شده و مشخصی دارد. به طور طبیعی در پس هر یک از این دستورالعملها، استدلاهای حسی، منطقی و تجربی نهفته است.
از زمانی که صفحه آرایی در نشریه ها مورد توجه قرار گرفت، اختلاف بین روزنامه و مجله- که تا آن زمان یکی بود – آشکار شد. به عبارتی صفحه آرایی (لی آوت)،جریان طرح ریز و الگوی بصری مجله شد. صفحه آرایی مجله ها و روزنامه ها گرچه در بعضی موارد و جوه اشتراکی دارند ولی معممولا ویژگی و خصوصیت های صفحه آرایی مجله با روزنامه متفاوت است.
مجله چیست؟
در عرف مطبوعات، هرگاه ترتیب انتشار نشریه ای حداکثر ماهی یک بار باشد، برآن نشریه، عنوان «مجله » می گذارند. قطع، تعداد صفحه ها، ترکیب موضوعی مطالب و حتی نوع ماشین چاپی که مورد استفاده قرار می گیرد، از جمله مواردی است که تفاوت میان ترکیب ظاهری مجله روزنامه را میتوان تشخیص داد.
مجله مجموعه ای زا مطالبی است که به طور مرتب با فاصله های معین زمانی منتشر می شود؛ مطالبی که درباره یک یا چند موضوع مختلف می باشند. کلمه Magazine به معنای بازار یا انبار اجناس گوناگون است. اما خریدار مجله تمام اجناس را یکجا خریداری می کند و از میان اجناس، آنچه را که مورد توجه اوست. بهره برداری می کند و آنگاه به انتظار شماره بعد می ماند.
بنابراین تعریف قانونی مجله بدین قرار است : «مجله، نشریه ای است که برای روشن کردن افکار مردم در زمینه های مختلف اجتماعی، سیاسی، علمی، فنی یا ادبی و ترقی دادن سطح معلومات مردم و نشر اخبار و اطلاعات و مطالب عام المنفعه و انتقاد و اصلاح اندیشه در امور عمومی، به طور منظم و در زمان معینی منتشر می شود». اولین ارزش و اهمیت مجله، ظاهر آن، مانند : عکسهای رنگی، کیفیت کاغذ، تصویر پردازی استادانه و استفاده از رنگ و.... است که کل این مجموعه در صفحه آرایی گنجانده می شود. لی آوت یا صفحه آرایی عبارت است از طرح ریزی برای یک صفحه یا گروهی از صفحه ها ؛ اما در اصطلاح به اگلوی نهایی صفحه های چاپ شده نیز لی آوت گفته می شود. از طرفی لی آوت وسیله ای برای ارائه اطلاعات نویسنده در انواع شکلها از قبیل متن، تصویر یا ترکیب متن و تصویر و سایر عوامل نمایش دهنده است.
عناصری در صفحه آرایی به کار گرفته می شوند که کار برد هر کدام از آنها پیرو اصول و قواعد مخصوصی است، هر چند که در مجموع ذوق سلیقه هنرمند نقش غیرقابل انکاری در صفحه آرایی تخصصی و جذاب دارد. نام مجله، قطع، رنگ، عکس، طراحی صفحه ها، تیتر و سوتیتر، ستون بندی و انتخاب حروف، از جمله عناصر مهم صفحه آرایی یک مجله به شمار می روند.
نام مجله
نام مجله، یک علامت تجاری یا نشانه است. نام،باید مشخص، چشمگیر و به آسانی قابل شناسایی و در عین حال جالب باشد، نام، معمولا در بالای جلد چاپ می شود و سه اصل ظاهر خوشایند، درک آسان و جذابیت بصری باید در آن رعایت شود. عنوان مجله بهتر است طراحی شود تا اینکه حروفچینی شود.
قطع مجله
قطع مجله معمولا کوچکتر از روزنامه است و انتخاب آن با توجه به اندازه کاغذ معیار به منظور صرفه جویی و اجتناب و از دور ریختن کناره های بیشتر است. یکی از دلایل اصلی تغییرناگهانی «قطع» بوده است. چند اصل مهم وجود دارد که در انتخاب قطع می باید رعایت شود:
- سهولت و راحتی برای درست گرفتن؛
- تناسب بین اندازه و محتوای مجله.
مثلا عرف قطع مجله های کودکان در ایران 21* 5/16 سانتیمتر است و قطعهای بزرگتر چندان رواج نداشته است. محدودیت فنی از لحاظ اندازه معیار در دستگاههای چاپ نیز گاه تعیین کننده قطع مجله است. نگاهی به تاریخ مجله های ایران نشان می دهد که قطع مجله های عمومی معمولا بزرگتر از مجله های تخصصی بوده است.
روی جلد
عنصر بعدی که نظر مخاطب و خواننده را به خود جلب می کند، روی جلد است. چند عامل، طرح ظاهر و روی جلد مجله را تعیین می کند. اما تمامی این عاملها به عنوان عملهای معیار پذیرفته نشده است. عوامل مزبور به قرار زیر است:
الف : تخصصی یا عمومی بودن مجله؛
ب. عوامل فرهنگی، مثل هدف جلب خواننده به منظور بالا بردن تیراژ تاحد سقوط به سلیقه توده ها و ارزشهای غلط خوانندگان و پیروی از چریانهای نادرست فرهنگی که می تواند روی ظاهر (روی جلد) مجله اثر بگذارد. مثلا در رژیم گذشته تصویر زنان بویژه هنر پیشه های خارجی و داخلی، به عنوان تصویر روی جلد، معرف یک جریان فرهنگی به عنوان یکی از لوازم فرهنگ مصرفی بود؛
ج : مخاطبان خاص،عامل دیگری است که ترکیب و ظاهر روی جلد را تعیین می کند. چنانکه تصویرهای روی جلد مجله های کودکان با مجله های ورزشی کاملا متفاوت است؛
د. حوادث، تنشها و دگرگونیهای اقتصادی،سیاسی و اجتماعی که باعث دگرگونیهای عمده در جامعه می شود، نیز به صورت مقطعی بر روی جلد ها اثر می گذاشته است و مثلا تصویر های روی جلد مجله ها در سالهای 33- 1331 با مضمونهایی سیاسی به صورت عکس و موتثاژ عکس ( شخصیتها ی سیاسی ) فراوان دیده می شود.
روی جلد مجله باید در خور شخصیت و محتوای مجله باشد، درعین حال، ضروری است که روی جلد توجه مخاطب را جلب کند ومیل به ورق زدن و توجه به محتوا را در وی برانگیزد. تصویر پرداز ی روی جلد می تواند تمونه ای انتخابی از محتوای داخلی مجله باشد که در این صورت، خواننده را به درون مجله راهنمایی می کند. چند عامل زیر را می توان به عنوان عامل موثر در موفقیت روی جلد مطرح ساخت.
· طرح و تصویر پردازی در هر شماره، تنوع کافی را داشته است.
· طرح روی جلد عجیب، و نا آشنایی آن با ذهن، تا حدود زیادی به موفقیت مجله کمک می کند، مشروط بر اینکه میزان این عجیب بودن به حد ی نباشد که تماشاگر را دلزده کند، بلکه باید چنان باشد که، خواننده را مجبور به کنجکاوی کند. همچنین در طراحی روی جلد به چند سوال باید پاسخ داد.
آیا کاغذ روی جلد از جنس شمیز، یا کاغذ عالی انتخاب شده است؟
مجله در چه مکاین برای فروش عرضه خواهد شد؟
مجله برای چه گروهی منتشر می شود؟
تصویر شخصیتهایی که برروی جلد به کار گرفته می شوند، باید به گونه ای انتخاب شود که زاویه نگاه تصویر به درون مجله باشد. علاوه بر این تصویر ها باید آن چنان بر روی جلد به کار روند که سنگینی تصویر حتما در پایین صفحه قرار گیرد. در هر صورت، رابطه ترکیب تیتر ( تیتر ی که از مطالب داخل برای روی جلد برگیزده شده ) و تصویر روی جلد حتما رعایت شود و چنان نباشد که با یکدیگر بیگانه باشند. عکس در بسیاری از موارد، به خودی خود، ارزش پیام رسانی دارد؛ در حالی که ممکن است پیام یا خبری را تکمیل کند و گاه به جای پیام با خبر بنشیند.
عکس، خواننده را به طور مستقیم در کوران حوادث قرار می دهد و در عین حال، او را سرگرم نیز میکند. عکسهایی که در مجله ها چاپ می شوند، چهار نوع هستند:
1- عکسهای منفرد با تیتر و شرح عکس جداگانه؛
2- عکسهای منفرد، داخل یک متن و خبر؛
3- عکسهای پی درپی (ماننده باندهای تصویری)؛
4- عکسهای مونتاژ.
هر عکس یا تصویر دارای زاویه دید مخصوصی است. این زاویه، مسلط به نقطه ای است که تصویر به آن نگاه می کند. اگر تصویری به سمت چپ نگاه کند، عمل پیاده کردن آن را در سمت راست صفحه است. در مورد تصویرهای اشخاصی که دارای زاویه دید خنثی نیستند. یعنی به یکی از سمتهای راست، یا چپ تمایل دارند. باید دقت شود که تاحد ممکن، آنهایی انتخاب شوند که زایه دید به سمت داخل مجله باشد، در انتخاب عکس برای مجله چند اصل را باید مورد توجه قرار داد:
آیا عکس ارزش خبری دارد و می تواند قدرت تجسم را در بیننده تقویت کند؟
آیا عکس ارزش هنری دارد؟
آیا عکس اختصاصی است؟
طراحی صفحه
طراحی صفحه این چند وظیفه اساسی را در مجله عهده دار است.
اطلاع می دهد، توجه را جلب می کند؛ سرگرم می کند،؛ و آگاه می سازد. طراحی صفحه در واقع ترکیبی است که از تصویر؛ حروف، رنگ و.. به خود می آید. در طراحی مجله (جز روی جلد) باقی صفحه ها، به صورت زوج هستند. و بیننده همواره دو صفحه را با هم می بیند. بنابراین هیچ صفحه ای بدون در نظر گرفتن صفحه مقابل خود نباید صفحه آرایی شود. در صفحه آرایی یک صفحه گسترده هموراه لازم است که برحاشیه بین دو صفحه غلبه شود. دو صفحه روبرو را می توان با عواملی مانند نوع حروف، تصویر پردازی، رنگ، فضای سفید، حروفچینی، کادر، و یا ترکیبی از تمامی این عوامل به هم ربط داد. از جمله عوامل مهمی که دو صفحه را به هم مربوط می سازد. عکس افقی است که حاشیه بین دو صفحه را از بین می برد.
برای مشخص کردن دو موضوع مختلف از یکدیگر در یک شماره مجله، می توان از دو آرایش ستونی متفاوت استفاده کرد. طراحی صفحه باید چنان با موضوع هماهنگ باشد که طراح آن را حس کند. در عین حال، سلیقه خواننده را نیز باید در نظر داشت. باید توجه داشت که طراحی صفحه ها یک هنر و کار عملی است. یعنی تنها برای به وجود آوردن یک کار هنری نیست بلکه نتایج عملی آن نیز در طرح دخالت دارد.
رنگ
رنگ، عنصر بسیار موثری را مجله است و عکس العملهای آنی را در مخاطب ایجاد می کند. تاثیر رنگ آمیزی جالب روی جلد، بیشتر از تیترهای هیجان انگیز است.زیرا رنگ آمیزی در زمانی کوتاه دیده می شود، در حالی که تیتر جالب را باید اول دید. بعد خواند و در مرحله سوم آن را فهمید، و درک کرد. بهترین رنگها برای روی جلد رنگهای کنتراست (متقابل) است و درحالی که برای ایجاد یک فضای جالب، برای آسان خواندن، لازم است از رنگهای هارومونیزه (هماهنگ) و تنالیته استفاده کرد.رنگ حروف متن، باید کاملا سیاه چاپ شود، چون چاپ سیاه حروف (بویژه حروف خیلی ریز)، اغلب خاکستری به نظر می رسند.
استفاده از چاپ حروف رنگی برروی متن تصویر، دقیقا باید با توجه به رنگ اصلی تصویر متن صورت گیرد. یعنی اگر رنگ در تصویر متن نارنجی است بهترین نوع رنگ حروف چاپ شده روی این تصویر آبی است.
تیتر وسوتیتر
تیتر باعث تمرکز خواننده بر روی موضوعی خاص می شود، و میتواند با حروف و صفحه آرایی مناسب خواننده را جذب کند. تیتر در عین حال، خواننده را به سرعت با موضوع مربوط می کند. کاربرد تیتر در مجله مانند تصویر پردازی است. یعنی نوع آرایش و اندازه حروف تیتر باید برای موضوعی که شرح می دهد مناسب باشد.
در مجله ها معمولا از تیتر های کوتاهتر استفاده می شود. در حقیقت یک تیتر ده حروفی در مجله، کمی غیر عادی است واندازه حروف تیتر باید آنقدر بزرگ باشد که توجه خواننده را به خود جلب کند. همچنین فضای سفید زیاد و مناسبی در اطراف صفحه باید باشد تا با تقابل در صفحه، باعث جلب توجه بیشتر می شود. روشهای متنوعتری از کاربرد تیتر در صفحه رایج است برای انتخاب اندازه تیتر با توجه به اهمیت مطالب یا خبر، چند نکته را باید در نظر داشت:
الف ـ پهنای تیتر (یک ستونی....) چقدر باشد؟
ب_ تیتر چند سطری باید باشد؟
ج- تعداد حروف تیتر چند است؟ و اندازه آنها در ستونها و سطرها چقدر باید باشد؟
ساده ترین تیتر یک خطی است. ولی اکثر تیترها طولانیتر از آن هستند که در یک خط جای بگیرند. تیتر ها را معمولا با شکلهای هندسی خاصی در داخل ماکت صفحه قرارمی دهند. تیترها را از نظر تعداد ستون و سطر می توان به تیتر یک ستونی یک سطری، یک ستونی چند سطری، یک سطری سراسری، و چند سطری سراسری تقسیم کرد. شکلهای دیگر آرایش تیتر، پلکانی، هرم وارونه، مثلثی، نامساوی و متمرکز، نامساوی و متمایل به راست و متساوی الاضلاع یا نامساوی و امثال آن آرایش کرد.
تیتر مجله را می توان در هرجای صفحه به کار برد به شرطی که قدرت کافی برای جلوه در فضای سفید را از نظر اندازه داشته باشد. سوتیتر بعد از تیتر، دومین متنی است که توسط خواننده مطالعه می شود. سوتیتر به لحاظ حروف کوچکتر از تیتر، ولی بزرگتر از متن اصلی است و وظیفه آن توسعه و توضیح ایده بعد از تیتر است و در قاعده توجه بیشتر به پیام یا مطلب را باعث می شود.بنابراین، سوتیتر باید به اندازه کافی بزرگ باشد تا توجه لازم را در متن مطالب ایجاد کند.
حروف
«حروف» از عناصر مهم دیگری است که در صفحه آرایی مجله باید به آن توجه کرد. مهمترین مشخصه حروف، اندازه های متفاوت آنهاست. واحد اندازه گیری حروف «پوینت» می باشد و هر پوینت، برابر 1/ 72 اینچ است. ریزترین حروف، 4 پوینت و درشت ترین آنها، 84 پوینت است.
اندازه حروف در تیتر، سوتیتر و لید متن اصلی متفاوت است. معمولا تیتر، بزرگتر از سوتیتر و سوتیتر بزرگتر از متن اصلی ولید مشخصتر از حروف متن هستند. آرایش حروف( متن) در صفحه، در قالب ستون بندی صورت می گیرد. ستون بندی مجله ممکن است دو، سه، یا حتی چهار ستونی باشد.
تعداد ستونها معمولا به روش و سبک مجله تنظیم می شود. ولی اغلب مواقع امکان انتخاب و جود دارد تا تصویرها و سایر عوامل مطلب را بهتر در صفحه جاسازی کرد.
حروفچینی به شیوه های مختلف صورت می گیرد. مهمترین آن، حروفچینی با ماشین تحریر، تایپ،خطوط تحریری (شابلون) و حروف برگردان، حروفچینی دستی، حروفچینی ماشینی، فتوتایپ، لاینوترون، لاینوفیلم، فتو ترونیک، اینتر تایپ، لاینو تایپ و فتو تایپ است.
يكي از قديميترين تعريفهاي تصوير از افلاطون است: «نخست سايهها و سپس بازتابهايي را كه ميتوان بر سطح آب يا بر سطح اشياء نيمه براق، صيقلي يا درخشان مشاهده كرد و تمام اين جنس بازنماييها را تصوير مينامم.»
پس با اين تعريف تصوير عبارت است از آنچه در آيينه يا آنچه با فرآيندهاي بازنمايي مشابه آيينه، بازتاب مييابد. بنابراين تصوير چيزي ثانوي است كه انعكاس يا بازنمايي «حقيقت» يا «واقعيت» ديگري است.
در نظريههاي شناخت، تصوير مبنايي است كه فرآيند انتزاع و تجريد، يعني شكلگيري مفاهيم و سپس تفكر را امكانپذير ميسازد. تصوير اشياء و پديدهها در ادراك حسي و حافظه تصويري يا ديداري سبب بازشناسي محيط پيرامون ميشود و در فرآيند شناخت نقش بسيار مهمي دارد.
از سوي ديگر، تصوير ذهني در غياب اشياء يا پديدهها نيز در ذهن حضور دارد و در فعاليتهاي رواني، تخيل و عواطف بيشترين سهم را ايفا ميكند. خواب ديدن فعاليت گزينشي پيچيده و ناخودآگاه ذهن در يادآوري و رؤيت دوباره تصويرها و تنظيم يا بازنمايي دلبخواه آنهاست. معمولاً خواب را با احساس ديدن فيلم توصيف ميكنند. يادآوري يا تجسم تصويرهاي مشاهده شده پيشين به خصوص يادآوري صحنههاي تأثرانگيز، مهيج، مشمئزكننده، تكاندهنده يا دوستداشتني، شيرين، لطيف و پرمهر در بسياري موارد سبب بروز دوباره همان واكنشها، عواطف و احساسهايي ميشود كه در نخستين مواجهه پديد آمده است.
بسياري از بيماريهاي رواني با ديدن تصاوير همواره است. توهم تصويري بيمارگونه با مشاهده تصاوير ذهني هولناك و دلهرهآور آغاز ميشود و به آشفتگيها و اختلالات خفيف يا شديد سيستم عصبي و تفكر ميانجامد. داروها و مواد توهمزا نيز با «هجوم» تصاوير در ذهن مصرفكننده رابطه او را با واقعيت محيط اطراف خود ضعيف يا قطع ميكند.
تخيل، تصور و تجسم كه در آفرينندگي هنري نقش بسيار حساسي دارند، اساساً به بازنمايي تصويري پيوستهاند. طرح اوليه هنرمندان اغلب به صورت تصويري در ذهنشان مجسم ميشود. بسياري از هنرمندان يا حتي دانشمندان گزارش دادهاند كه تمام اثر يا نظريه خود را بهطور كامل در رؤيا يا تخيل «ديدهاند» و سپس زمان درازي را براي پرداخت دقيق جزئيات يا محاسبات لازم سپري كردهاند.
منشأ هنر در سير تكامل جوامع بشري را به دليل نقاشيها و اشكال منقوش در غارهاي متعدد سراسر جهان به دورههاي غارنشيني انسانهاي ماقبل تاريخ نسبت ميدهند. به علاوه تصوير را نخستين وسيله ارتباطي ميان انسانها دانستهاند. اين وسيله ارتباطي در شكل تكامل جوامع بشري و انتقال تجربه و انديشه بسيار حايز اهميت است.
در نياي امروز، رايانهها به مفهوم تصوير بعدي تازه دادهاند. تصوير سه بعدي و «واقعيت مجازي» در حال خلق فضايي تازه است كه به فضاي رايانهاي يا cyberspace مشهور شده است. اكنون به كمك ابزار و وسايل گوناگون از جمله ليزر، اشياء و فضاهايي "خلق" ميشود كه از لحاظ تأثيرگذاري نه تنها مشابه اشياء يا فضاهاي "واقعي" است بلكه در بيشتر موارد به كاربر قدرت دخالت و كنش متقابل در "دنياي مجازي" خلق شده را ميدهد.
بهطور خلاصه، با توجه به آنچه تاكنون گفته شد ميتوان دريافت كه جنبه بصري تصوير در تمام انواع كاربردها و مفهومهاي متنوع آن، اصليترين خصيصه مشترك آنهاست. با اين همه آنچه در اين بخش مورد توجه ما قرار ميگيرد، رويكرد ديگري است كه ميكوشد به همه جنبههاي متنوع و گوناگون تصوير از ديد نشانهشناسي وحدت بخشد و وجه مشترك آنها را بيابد.
طراحی گرافیک چیست؟
ارتباط بصرى در مفهوم وسيع آن تاريخ طولانى مدتى دارد. زمانى که انسان اوليه براى يافتن غذا به شکار مىرفت و جاى پاى حيوانى را بر روى گِل مىديد، در واقع نوعى نشانهٔ بصرى را مشاهده مى کرد. اثر گرافيکى مى تواند نشانه باشد، مانند حروف الفبا؛ يا يک نظام نشانهاى ديگر را شکل دهد؛ مانند علائم جادهاي. علائم گرافيکى در کنار هم تشکيل تصوير مىدهد. طراحى گرافيک در يک معنا حرفهٔ انتخاب يا ساخت علائم و آرايش آنها بر يک سطح براى انتقال يک ايده است. گرافيک هنرى است که ترسيم کردن و نگاشتن عناصر اصلى آنرا تشکيل مى دهند.
طراحى گرافيک به مثابهٔ يک تخصص فقط از واسط سدهٔ بيستم مطرح شد. تا آن هنگام شرکتها و مؤسسات تبليغاتى توسط هنرمندان تجارى اداره مىشد. اين متخصصين عبارت بودند از: صفحه بند؛ حروفچين که عنوان و متن را با تمام جزئيات طرحريزى مى کرد؛ تصويرگران که هر نوع آثار ترسيمى از نمودارهاى فنى تا اسکيس هاى مُد را تهيه مى کردند؛ هنرمندانِ طراح حروف، روتوشکاران و ديگرانى که طرحهاى نهايى را براى تکثير آماده مى کردند. امروزه طراح گرافيک با مؤسسات و آتليه ها همکارى دارند. آنها نه تنها تبليغات و آگهى ها، بلکه مجلات و روزنامه هايى را که اين آگهى ها در آن چاپ مى شوند، طراحى مى کنند تا اواخر سدهٔ نوزدهم آثار گرافيکى به صورت سياه و سفيد بر کاغذ چاپ مىشد. طى چندين سده، کارکردهاى اصلى گرافيک اندک تغييرى يافته است و هر طرح ممکن است به چند روش مورد استفاده قرار گيرد. نخستين کارکرد طراحى گرافيک معرفى يا شناسائى است گفتن اينکه يک چيز چيست؟ يا متعلق به کجاست؟ مانند علائم ساختماني، تابلو، برچسب روى بسته بندى ها و ... کارکرد دوم که در اصطلاح حرفهاى ”طراحى اطلاعات“ شناخته مىشود، در زمينهٔ اطلاع رسانى و آموزش است و رابطهٔ يک چيز را با يک چيز ديگر از نظر جهت، موقعيت و مقياس مشخص مى سازد. مانند نقشه، نمودار. کارکرد سوم که متمايزتر از اين دو کارکرد است يعنى نمايش و تبليغ (پوستر و آگهي) که به قصد جلب توجه مخاطب و ماندگار کردن پيام است.
در قرن بيستم تبليغات و چاپ تجارى به هنر گرافيک يورش مى برد اما آثار چاپى هنرى که به وسيلهٔ ماشينهاى دستى و به روشهاى کمابيش سنتى انجام مىگيرد، به زندگى خود ادامه مى دهد. هنرمندان تجسمى به ابداعات طرح و حروف مىپردازند. ليتوگرافي، حکاکى روى چوب و لينولئوم، تيزابکاري، سيلک اسکرين و سريگرافى و چاپهاى مخلوط همه امکاناتى هستند که نقاشان بکار مىبرند.
طى دههٔ ۱۹۶۰، طراحى گرافيک به عنوان شيوهاى براى حل مشکلات ارتباطى و اطلاع رسانى مطرح شد و به همين ترتيب در رسانه هاى همگانى نيز به عنوان مُد مطرح شد. چيزى که با سليقهٔ به روز بودن و حتى پيشرفت مرتبط بود. اما تغيير در سبک آن حاصل چندمين عامل مؤثر مانند پيشرفتهاى فناورى در حوزهٔ رسانه و نيز تحولات رايج در جامعه بود. و از آنجائىکه تنها هنر بصرى نبود و کلام نيز در آن نقش مؤثرى داشت مى توانست مورد توجه کارشناسان و صاحب نظرانى که نسبت به اهميت اجتماعى ارتباطات آگاه شده بودند، قرار بگيرد.
طراحى گرافيک طى دههٔ ۱۹۶۰ علاوه بر حوزه هايى که پيش از آن در اختيار سنت هاى صنعتگرى بود، مانند طراحى روزنامه، به رسانهٔ جديد تلويزيون و ويدئو هم گسترش يافت. نقش طراحى گرافيک در خدمات عمومى و تبليغات فرهنگى نيز افزايش پيدا کرد.
در دههٔ ۱۹۷۰، طراحى گرافيک به بخشى از تجارت پول بدل شد و عمدتاً از آن براى ارائه نوعى هويت بصرى قابل تشخيص براى شرکتها بهره بردارى شد. تمام سازمانها و مؤسسات، هرچند کوچک، ضرورت استفاده از يک نوع نماد يا نشانه را حس کردند. به تدريج طراحان جهت بازاريابى محصولات و خدمات و خلق تصاوير که بتواند يک محصول يا شرکت را مشخص سازد، به کار فرا خوانده شدند. با ظهور رايانه هاى شخصي، طراح تقريباً کنترل کاملى بر تمامى مراحل پيش از چاپ پيدا کرد.
طراحى گرافيک در برگيرندهٔ نوعى زبان است با دستور نامعين و با الفبايى پيوسته در حال گسترش. ما تنها زمانى يک اثر گرافيکى را به درستى درک مىکنيم که بتوانيم زبان آنرا بفهميم. 


هدف از صفحه آرایی کتاب ،ایجاد انگیزه بیشتر برای خواندن، راحتی در خواندن و ایجاد زیبایی با به کارگیری عناصر بصری معقول است. صفحه آرایی خوب و مناسب با موضوع کتاب می تواند رغبت خواننده و مخاطب را افزایش دهد.
پوستر
پوسترPOSTER" " یا آفیش"AFFICHE" یا پلاکات "PLAKAT" صفحه چاپ شده یا دست نوشته ای است که به منظور آگاهی مردم از چیزی روی دیوار نصب می کنند.
معنای اصلی پوستر همان اعلان یا خبر یا آگهی است آنهم آگهی مصور که در اوایل برای آگهی های تجاری از آن استفاده می شده و منشا به و جود آمدن پوستر نیز آمریکا و اروپاست و دلیل آن هم بوجود آمدن تکنولوژی چاپ می باشد.لذا هدف عمده پوسترها در آغاز و در غرب صرفا تجارت بوده و بعدها عده ای مخصوصا گروههای مختلف سیاسی از آن جهت مواضع خود استفاده نمودند.در حدود 130 تا 150 سال پیش ماشین چاپ سنگی در ایران وارد شد و ابتدا پوستر بصورتی مختصر و در چاپ تک رنگ، ارائه می شد

